بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 157

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

چيزى نو درآوردن است كه آن تازه ، عبارت از دعاء حق است كه حق خود او را دعوت كرده بسوى خود و ممكن است معنى چنان باشد كه در ميان تفكّر استدلالى ، ترك تفكّر احوال كردن بلكه به حق تعالى واگذاشتن ، يا ترك تفكّر در مشاهدات ، به تفكر حالات و بتعرّف الهى واگذاشتن ، كه خروج از ظلمت بنور يا از نور بنور را واگذار بشيخ كرده ، بالمرّه تسليم گشتن ، يا در تفكّر اوصاف ، ترك تفكّر ذات كردن شايسته است ، و يا براى مجذوبان ترك قصد تفكّر در تفكّر ، كه ملتفت تفكّر خودشان هم نيستند ، كه ترك تفكّر بمعنى عدم التفات باشد چيزيست غريب و نو درآوردن قوله قس « الطّريف دعاء الحقّ » كه آن غريب و نو عبارتست از دعوت حق كه بسوى خود كرده الباب الثّانى و عشرين فى الحرقة و التّكلّف الحرقة حرقتان بالنّار و النّور فمن احرقه النّار صار رمادا لا قيمة له سوختن دو قسم است : يكى با آتش ، و ديگرى با نور ، پس كسى كه آتش او را بسوزاند ، كه منظور آتش نفس امّاره ، يا غضب يا شهوت باشد ، مثل خاكسترى گردد كه قيمتى ندارد . « و من احرقه النّور صار سراجا يستضيء به النّاس » و آن را كه نور سوخته باشد يعنى نور عشق و نور جلال الهى مانند چراغى مىگردد كه روشنائى هدايت را اخذ مىكنند مردم از او و چون در سابق مصنف علم را نار اللّه ناميد و وجد را نور اللّه ممكن است اينجا هم مراد همان نور و نار باشد . « قوله الشّغل فى اللّه شغل عن اللّه » يعنى در عين وصال مشغولى به غير مثل علم صورى و استدلال اعراض كردنست از حق « التّجربة فى طريق الحقّ كفر » پس از آنكه حق بودن راه معلوم سالك شد ، پس تجربه كردن مثل خواستن كرامات از پير يا از حق ، براى خود كفر است ، زيرا كه امتحان براى مجهول است ، نه در چيز معلوم ، و آنگهى امتحان از بزرگان شايسته است ، و از زيردستان سوء ادب است ، و سوء ادب كفر است ، يا خود را از پشت‌بام بلند انداختن ، و به جاهاى خطرناك داخل شدن براى امتحان ، كه در طريق اسلام ، حقتعالى حافظ است ، كفر است